نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 17 آبان 1391 :: نویسنده : بچه های شاد       


جوان ثروتمندی نزد عارفی رفت و از او اندرزی برای زندگی نیک خواست ...
عارف او را به کنار پنجره برد و پرسید: چه می بینی؟
گفت: آدم هایی که می آیند و می روند و گدای کوری که در خیابان صدقه می گیرد.
بعد آینه بزرگی به او نشان داد و باز پرسید: در آینه نگاه کن و بعد بگو چه می بینی؟
گفت: خودم را می بینم !
عارف گفت: ولی دیگر دیگران را نمی بینی !
آینه و پنجره هر دو از یک ماده ی اولیه ساخته شده اند و آن چیزی نیست جز "شیشه"
اما در آینه لایه ی نازکی از نقره در پشت شیشه قرار گرفته و در آن چیزی جز شخص خودت را نمی بینی
این دو شی شیشه ای را با هم مقایسه کن :
وقتی شیشه فقیر باشد، دیگران را می بیند و به آنها احساس محبت می کند.
اما وقتی از جیوه (یعنی ثروت) پوشیده می شود، تنها خودش را می بیند !
تنها وقتی ارزش داری که شجاع باشی و آن پوشش جیوه ای را از جلو چشم هایت برداری، تا بار دیگر بتوانی دیگران را ببینی و دوستشان
بداری ...







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 17 آبان 1391 :: نویسنده : بچه های شاد       

کلاه فروشی روزی از جنگلی می گذشت. تصمیم گرفت زیر درخت مدتی استراحت کند. لذا کلاه ها را کنار گذاشت و خوابید. وقتی بیدار شد متوجه شد که کلاه ها نیست!
بالای سرش را نگاه کرد. تعدادی میمون را دید که کلاه ها را برداشته اند.
فکر کرد که چگونه کلاه ها را پس بگیرد. در حال فکر کردن سرش را خاراند و دید که میمون ها همین کار را کردند. او کلاه را از سرش برداشت و دید که میمون ها هم از او تقلید کردند.
به فکرش رسید... که کلاه خود را روی زمین پرت کند. لذا این کار را کرد. میمونها هم کلاهها را بطرف زمین پرت کردند و او همه کلاه ها را جمع کرد و روانه شهر شد.
سالهای بعد نوه او هم کلاه فروش شد. پدر بزرگ این داستان را برای نوه اش تعریف کرد و تاکید کرد که اگر چنین وضعی برایش پیش آمد چگونه برخورد کند ...
یک روز که او از همان جنگل گذشت در زیر درختی استراحت کرد و همان قضیه برایش اتفاق افتاد.
او شروع به خاراندن سرش کرد. میمون ها هم همان کار را کردند. او کلاهش را برداشت، میمون ها هم همان کار را کردند. نهایتا کلاهش را بر روی زمین انداخت. ولی میمون ها این کار را نکردند!
یکی از میمون ها از درخت پایین آمد و کلاه را از روی زمین برداشت و در گوشی محکمی به او زد و گفت : فکر می کنی فقط تو پدر بزرگ داری؟!

نکته : رقابت هیچگاه سکون نمی شناسد







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 17 آبان 1391 :: نویسنده : بچه های شاد       
 

دختر دانش آموزی صورتی زشت داشت. دندان هایی نامتناسب با گونه هایش، موهای کم پشت و رنگ چهره ای تیره. روز اولی که به مدرسه جدیدی آمد، هیچ دختری حاضر نبود کنار او بنشیند! نقطه مقابل او دختر زیباروی و پولداری بود که مورد توجه همه قرار داشت. او در همان روز اول مقابل تازه وارد ایستاد و از او پرسید:
میدونی زشت ترین دختر این کلاسی ؟
یکدفعه کلاس از خنده ترکید …

بعضی ها هم اغراق آمیزتر می خندیدند. اما تازه وارد با نگاهی مملو از مهربانی و عشق در جوابش جمله ای گفت که موجب شد در همان روز اول، احترام ویژه ای در میان همه و از جمله من پیدا کند.
او گفت: اما بر عکس من، تو بسیار زیبا و جذاب هستی.

او با همین یک جمله نشان داد که قابل اطمینان ترین فردی است که می توان به او اعتماد کرد و لذا کار به جایی رسید که برای اردوی آخر هفته همه می خواستند با او هم گروه باشند. او برای هر کسی نام مناسبی انتخاب کرده بود. به یکی می گفت چشم عسلی و به یکی ابرو کمانی و … به یکی از دبیران، لقب خوش اخلاق ترین معلم دنیا و به مستخدم مدرسه هم محبوب ترین یاور دانش آموزان را داده بود. آری ویژگی برجسته او در تعریف و تمجید هایش از دیگران بود که واقعاً به حرف هایش ایمان داشت و دقیقاً به جنبه های مثبت فرد اشاره می کرد. مثلاً به من می گفت بزرگترین نویسنده دنیا و به خواهرم می گفت بهترین آشپز دنیا!

سالها بعد وقتی او به عنوان شهردار شهر کوچک ما انتخاب شده بود به دیدنش رفتم و بدون توجه به صورت ظاهری اش احساس کردم شدیداً به او علاقه مندم. پنج سال پیش وقتی برای خواستگاری اش رفتم، دلیل علاقه ام را جذابیت سحر آمیزش می دانستم و او با همان سادگی و وقار همیشگی اش گفت:
برای دیدن جذابیت یک چیز، باید قبل از آن جذاب بود!

در حال حاضر من از او یک دختر سه ساله دارم. دخترم بسیار زیباست و همه از زیبایی صورتش در حیرتند.
روزی مادرم از همسرم سؤال کرد که راز زیبایی دخترمان در چیست ؟
و همسرم اینگونه جواب داد:
من زیبایی چهره دخترم را مدیون خانواده پدری او هستم ...


شادی را هدیه کن حتی به کسانی که آن را از تو گرفتند
عشق بورز به آنهایی که دلت را شکستند
دعا کن برای آنهایی که نفرینت کردند
و بخند که خدا هنوز آن بالا با تـوست






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 17 آبان 1391 :: نویسنده : بچه های شاد       
هدف من از درس خواندن این است که در آینده فردی مفید ووظیفه شناس برای خانواده وجامعه ام باشم




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 17 آبان 1391 :: نویسنده : بچه های شاد       
سلام بعد از مدت ها برگشتم به داستان بذارم
جوانی می خواست زن بگیرد به پیرزنی سفارش کرد تا برای او دختری پیدا کند. پیرزن به جستجو پرداخت، دختری را پیدا کرد و به جوان معرفی کرد وگفت این دختر از هر جهت سعادت شما را در زندگی فراهم خواهد کرد.


جوان گفت: شنیده ام قد او کوتاه است
پیرزن گفت:اتفاقا این صفت بسیار خوبی است، زیرا لباس های خانم ارزان تر تمام می شود

جوان گفت: شنیده ام زبانش هم لکنت دارد
پیرزن گفت: این هم دیگر نعمتی است زیرا می دانید که عیب بزرگ زن ها پر حرفی است اما این دختر چون لکنت زبان دارد پر حرفی نمی کند و سرت را به درد نمی آورد


جوان گفت: خانم همسایه گفته است که چشمش هم معیوب است
پیرزن گفت: درست است ، این هم یکی از خوشبختی هاست که کسی مزاحم آسایش شما نمی شود و به او طمع نمی برد

جوان گفت: شنیده ام پایش هم می لنگد و این عیب بزرگی است
پیرزن گفت: شما تجربه ندارید، نمی دانید که این صفت ، باعث می شود که خانمتان کمتر از خانه بیرون برود و علاوه بر سالم ماندن، هر روز هم از خیابان گردی ، خرج برایت نمی تراشد

جوان گفت: این همه به کنار، ولی شنیده ام که عقل درستی هم ندارد
پیرزن گفت: ای وای، شما مرد ها چقدر بهانه گیر هستید، پس یعنی می خواستی عروس به این نازنینی، این یک عیب کوچک را هم نداشته باشد.






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 17 آبان 1391 :: نویسنده : بچه های شاد       
یه شب سه نفر برای خوش گذرونی میرن بیرون .... و حسابی مشروب میخورن و مست میکنن ... فرداش وقتی بیدار میشن توی زندان بودن ...
در حالی که هیچی یادشون نمیومده اینو میفهمن که به اعدام روی صندلی الکتریکی محکوم شدن ....
نوبتِ نفر اول میشه که بشینه روی صندلی. وقتی میشینه میگه : من توی دانشگاه , رشته خداشناسی خوندم و به قدرت بی پایان خدا اعتقاد دارم .... میدونم که خدا نمیذاره آدم بیگناه مجازات بشه ....
کلید برق رو میزنن ... ولی هیچ اتفاقی نمیفته ....
به بی گناهیش ایمان میارن و آزادش میکنن ...
نفر دوم میشینه روی صندلی و میگه : من توی دانشگاه حقوق خوندم ....
به عدالت ایمان دارم و میدونم واسه آدم بی گناه اتفاقی نمیفته ...
کلید برق رو میزنن و هیچ اتفاقی نمیفته ...
به بی گناهی اون هم اعتقاد میارن و آزادش میکنن ....
نفر سوم میاد روی صندلی و میگه : من توی دانشگاه , رشته برق درس خوندم و به شما میگم که وقتی این دو تا کابل به هم وصل نباشن هیچ برقی وصل نمیشه به صندلی ....







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 2 )    1   2   
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : بچه های شاد
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
بچه های شاد
سه شنبه 30 آبان 1391 :: نویسنده : بچه های شاد       

سرزمین کهنسال هرمزگان که تاریخ ، فرهنگ ، سنتها ، آداب و رسوم دیرپایش همواره گویای جاودانگی و قدمت ریشه دارش بوده است ، درپهنه ی خود هزاران رمزو راز دارد. یادها ، یادبودها وآثارباستانی که تاریخ پر بارش را به نظاره می نشیند ، در کنار دستاوردهای بزرگ صنعتی و اقتصادی ، در عصر جمهوری اسلامی چهره ی روشن هرمزگان معاصر را به تصویر می کشد و در مجموع هرمزگان دیدنی و شنیدنی را در پیش چشم سیاحان و مسافران مشتاق به نمایش می گذارد

موقعیت جغرافیایی
هرمزگان با 68/476 کیلومتر مربع در شمال آبهای نیلگون خلیج فارس و بخشی از دریای عمان قرارگرفته است وهمسایگانش را استان کرمان در شمال و شمال شرقی ، سیستان و بلو چستان در جنوب شرقی و استانهای فارس و بوشهردر مغرب تشکیل می دهند . این استان به خاطر مشرف بودن بر تنگه استراتژیک هرمز و دارا بودن تقریبا اکثرجزایرایران ازاهمیت ویژه ای برخورداراست.

ویژگیهای طبیعی
استان هرمزگان ، از نظر پستی و بلندی و ناهمواری ها ، به دو قسمت تقسیم می شود:
1- مناطق کوهستانی که بخش مهمی ازناحیه ی شمالی تنگه ی هرمز و قسمت شمال و مشرق میناب ( بشاگرد) را تشکیل می دهد. کوههای استان در حقیقت ، دنباله ی کوههای زاگرس اند که به تدریج از شمال به جنوب از ارتفاع آنها کاسته شده و به تپه های آهکی ، گچی و نمکی تبدیل می شوند . از کوههای بلند این استان می توان به کوه فارغان در شمال بندرعباس با ارتفاع3267 متر، کوه شب با بلندی 2681 متر در شمال شرق شهرستان بندرلنگه ، کوه گنو با 2447 متربلندی در شمال بندرعباس و کوه بشاگرد در شمال شهرستان میناب اشاره کرد.
2- ناحیه ی پست کناره یا جلگه که در تمام طول ساحل به موازات خلیج فارس و دریای عمان گسترده شده است.

خلیج فارس
خلیج فارس با مساحت حدود 240000  کیلومترمربع ، در جنوب ایران واقع شده و طول آن از دهانه ی تنگه ی هرمز تا اروند رود حدود1259  کیلومتراست . کم عرض ترین قسمت آن 185 کیلومتر و طویلترین قسمت ان 350 کیلومتر است.عمیق نقطه ی آن نیزدر15کیلومتری جنوب تنب بزرگ واقع شده و عمق آن 93 متر است . خلیج فارس به علت دارا بودن منابع عظیم نفتی و منابع غذایی فراوان و صید مروارید ، یکی از مناطق استراتژیک جهان به حساب می آید.

تنگه ی هرمز
این تنگه با 55 کیلومتر عرض و 128 متر عمق ، ارتباط نزدیک به هزار کیلومتر راه آبی جنوبی کشور را به آبهای آزاد جهان از طریق دریای عمان امکان پذیر می سازد و از این لحاظ ، از موقعیت جغرافیایی خاصی برخوردار است. استان هرمزگان به ویژه بندرعباس کیش ، قشم و لنگه  چون در حاشیه خلیج فارس و در همسایگی تنگه هرمز قرار دارد، از نظر اقتصادی ، سیاسی ، فرهنگی ، و اجتماعی  دارای اهمیت  بسیار است . از این رو همیشه مورد توجه و طمع استعمار گران بوده است .
امروزه از تنگه هرمز به عنوان گلوگاه اقتصادی ایران یاد می شود.

آب و هوا
اکثر مناطق استان هرمزگان دارای دو فصل ، گرمای طولانی و زمستان های کوتاه و معتدل است. فصل گرما همراه با شرجی 9 ماهه که درماه تیر و مرداد به اوج خود می رسد و فصل معتدل سه ماهه که از اوایل آذرماه شروع می شود تا اسفند ماه ادامه می یابد.

ویژگی های اجتماعی
جمعیت استان هرمزگان براساس آمارسال 1379 بالغ بر 1198107 نفر بوده که ازاین تعداد 681308 نفر در روستاها و 516799 نفر در شهرهای استان سکونت دارند .
 مردم هرمزگان از لحاظ نژادی به دو گروه تقسیم می شوند :سفیدپوستان شامل آریاییهای مهاجر، اعراب و مهاجران جویای کارو سیاه پوستان باقی مانده تیره پوستان بومی و سیاهپوستان مهاجر که از آفریقا و سواحل عربستان هستند.
زبان اکثر مردم استان گویشی از زبان فارسی است که به بندری معروف است. در این لهجه تعدادی لغات عربی ، بلوچی و انگلیسی وجود دارد .
در بعضی از مناطق استان به زبان عربی و گویشهای محلی تکلم می کنند .
 دین اکثریت مردم اسلام است و پیرو مذهب تشیع و تسنن( شافعی)هستند
.

سابقه تاریخی
خلیج فارس در گذشته ، بزرگترین مرکز نیروی دریایی هخامنشینان در جهان آن روز به شمار می رفته و جزایر بزرگی همچون قشم  ، لارک ، هنگام کیش  و هرمز مرکز قدرت عظیم دریانوردی آن زمان بوده است .
در مدت کوتاهی برخی از این جزایر تحت تسلط یونانیان قرار گرفت وازآن به عنوان پایگاهی برای تصرف هند استفاده می کردند . بر اثر زوال سلسله پارت و روی کار آمدن ساسانیان گروههای بزرگی از اقوام این سلسله به پایگاههای دریایی ایران در خلیج فارس سرازیر شدند و شهرهای بزرگی در سواحل خلیج  فارس و دریای عمان به وجود آوردند . دراواخر قرن هفتم هجری قمری  ، خربس ، قلات ، سوزا ، دیرستان ، لافت و قشم رونق خاصی یافت . در قرن هشتم سپاهیان امیر تیمور به شهرهای ساحلی هرمز کهنه یورش برد و قلعه های آنجا را تسخیر کرده و به آتش کشید .
اولین گروه استعمارگران از سال 908 ه . ق به سرپرستی واسکودوگاما در بنادر خلیج فارس پیاده شدند . در سال 1507 میلادی گروهی از پرتغالیها به فرماندهی آلبوکرک وارد خلیج فارس شده و به نابسامانیهای خلیج فارس دامن زدند تا اینکه الله وردیخان ازجانب شاه عباس اول مامور دفع پرتغالیها شد . در سال 922 ه . ق برای سومین بار پرتغالیها با نیروی زیاد به خلیج فارس روی آورده و بندر گمبرون را همراه با جزیره هرمز و تمامی شهرهای هرمزگان از جاسک تا لنگه را تحنت سیطره خود در آوردند
در سال 1032 ه . ق شاه عباس صفوی شهرهای اشغال شده هرمز ، کنگ ، لنگه و بندر گمبرون را به فرماندهی امام قلی خان حاکم فارس ازتصرف پرتغالیها از منطقه به تدریج هلندیها و انگلیسیها به هرمزگان آمدند و با افتتاح تجارتخانه ها و احداث عمارات عالی ، خود به رقابت تجاری با یکدیگر پرداختند . دولیت فرانسه نیز به دست ژنرال گاردن با تاسیس کنسولگری در بندرعباس ، منابع مالی عظیمی را به یغما برد . در این زمان کشورهای دیگری مانند بلژیک ، روسیه و اسپانیا نیز دراین شهر امتیازاتی داشتند .

میناب: میناب از شهرستانهای سرسبز آباد و با رونق استان و دومین شهر بعد از بندرعباس است . رودخانه پر آب و شیرین میناب ، علاوه برآبیاری نخلستانها و مزارع ، آب شرب شهر بندرعباس را نیز تامین می کند .
فاصله میناب تا بندرعباس 104 کیلومتر است . قلعه هزاره ، باغات انبه ، سد استقلال از جاذبه های دیدنی میناب هستند . پنجشنبه بازار که محل فروش صنایع دستی میناب است از رونق خاصی برخوردار می باشد .

بندرلنگه: این شهر به بندر مروارید شهرت داشته و دارای بافت شهری بسیار زیبایی است . بندرلنگه از لحاظ قدمت دارای دومین مدرسه کشور ، دومین فرودگاه کشور ونیز شهرداری آن با قدمتی صد ساله دارای اولین طرح جامع شهری در کشور می باشد .از آثار تاریخی این شهر می توان به خانه فکری ، خانه بلوکی ، خانه شیخ سلطان العلما ، خانه بستکی، مسجد ملک بن عباس و برکه های متعدد اشاره کرد

بستک: شهرستان بستک در شرق بندرعباس قرار دارد و دارای فرهنگ و تاریخی غنی است . از جاذبه های گردشگری آن می توان به حمام بستک ، کاروانسرا و بازار قدیم بستک اشاره کرد .

رودان: این شهرستان در شرق استان هرمزگان واقع و دارای استعدادهای طبیعی و یکی از قطبهای مهم کشاورزی محسوب می شود . فاصله رودان تا بندرعباس 110 کیلومتر است .

حاجی آباد: این شهرستان در 175 کیلومتری شمال بندرعباس واقع است .
نسبت به سایر شهرستانهای استان دارای آب و هوایی مطبوع تری می باشد .از نقاط دیدنی و تفریحی این منطقه می توان به آبشار تزرج اشاره کرد .

جاسک: جاسک یکی از مهمترین بنادر تجاری و صیادی است که آنرا جک و راس الجاسک نیز نام نهاده اند . از جاذبه های دیدنی این منطقه می توان به ساحل شنی و صخره ای  ، جنگل حرا ، غارهای سادرمن وآبگرم پوراف اشاره کرد . شایان ذکر است که غارهای سادرمن درمیان کوهستانهای شمال شرقی جاسک و در امتداد یکی از شعبات رودخانه جاسک کهنه قرار دارد .

فین: فین یکی از بخشهای شهرستان بندرعباس است و در 90 کیلومتری شمال بندرعباس واقع است . از پتانسیلهای گردشگری این بخش می توان به جاذبه های طبیعی  ( چشمه ، رودخانه ، آبشار و نخلستانهای متراکم ) جاذبه های تاریخی ( قلعه فین و آسیاب ) و مجموعه استخر اشاره نمود .

قشم: بزرگترین جزیره ایرانی خاورمیانه در خلیج فارس است . فاصله قشم تا بندرعباس 22 کیلومتر بوده . از جاذبه های توریستی این منطقه می توان به قلعه پرتغالیها ، غار خربس ، کارگاههای لنج سازی درگهان ، باشگاه هوایی و معماری محل لافت اشاره کردد .
جنگل حرا (مانگرو ) یکی از منحصربه فردترین اکوسیستمهای سواحل جنوبی ایران می باشد که مساحتی بالغ بر 20 هکتار را شامل می شود .

کیش: جزیره کیش حدود 60 کیلومتر مربع مساحت دارد . فاصله آن از راه دریایی تا بندرعباس 300 کیلومتر و جزیره قشم 255 کیلومتر می باشد .جزیره قشم 255 کیلومتر می باشد . جزیره مرجانی کیش یکی از جذاب ترین جزایر خلیج فارس بوده واز طبیعی زیبا ، سبز و منحصر به فرد با سواحلی آرام ، ماسه های مرجانی ، آب زلال و دریای شفاف با انواع ماهیهای رنگارنگ و تزیینی برخوردار می باشد .

ابوموسی: شهرستان ابوموسی از جنوبی ترین شهرستان کشور ایران محسوب می شود و مجموعه ای از جزایر تنب بزرگ ، تنب کوچک ، فارور سیری را داراست .سواحل بکر و ماهیهای زیبا و رنگارنگ از جاذبه های این شهرستان است .


 


امامزاده سید مظفر (بندرعباس)

وی از نوادگان امام موسی ابن جعفر(ع) می باشد که از سالیان دور مورد توجه عموم مردم خصوصا مردم استان هرمزگان بوده و هر ساله پذیرای زائران بی شمار مشتاق خود می باشد.


امامزاده شاه محمد تقی  (بندرعباس)
این امامزاده مورد توجه بسیاری از مردم قرار دارد به حدی که در گذشته زواری که ازپاکستان و بنگلادش به زیارت امام رضا می رفتند ابتدا به این زیارت می آمدند.


معبد هندوها (بندرعباس)


ساختمان معبدوها در سال 1310 ه . ق احداث شده  . اساس ساختمان این معبد عبارت است از یک اتاق چهار گوش میانی که بر روی آن گنبدی قرار گرفته است .سبک معماری این گنبد آن را نه تنها از بناهای کرانه خلیج فارس بلکه از کل ایران متمایز می سازد .طرح این بنا کاملا متاثر از معماری هندی می باشد .
(نمایش فیلم معبد هندوها)

مسجد جامع دلگشا (بندرعباس)



این بنا در نبش بلوار طالقانی  ( ساحلی  ) و خیابان مسجد جامع بندرعباس قرار گرفته و از آثار قرن دوازده و سیزده هجری قمری محسوب می گردد . این بنا شامل شبستان دو قسمت قدیمی الحاقی است . بخش قدیمی دارای ستونهای متعدد با سر ستونهای گچبری شبیه به مسجد گله داری و مسجد دژگان است . این بنا به شماره 1599  به ثبت آثار ملی ایران رسیده است .


مسجد گله داری  (بندرعباس)
این مسجد در سال 1296 ه . ق در شهر بندرعباس ساخته شده و دارای صحن ، شبستان و مناره است . شبستان بزرگ مسجد دارای 36 ستون مزین به گچبری است .
(نمایش فیلم مسجد گله داری)


خانه گله داری (بندرعباس)
این بنا مربوط به اواخر دوره قاجار و اوایل پهلوی می باشد و مالک آن حمزه گله داری است . بنا در دو طبقه که طبقه پایین فاقد ارزش معماری است ساخته شده .


 حمام گله داری (بندرعباس)



این حمام تنها حمام باقیمانده قدیمی شهر بندرعباس است و احداث آن دراواخر قرن سیزدهم هجری قمری صورت گرفته است .در حال حاضر به عنوان موزه مردم شناسی استان هرمزگان مورد بهره برداری می باشد .
پیشینیه تاریخی حمام گله داری :
در حاشیه خلیج فاری و در بلوار ساحلی شهر بر روی بستری رُسی که قابلیت نفوذپذیری آن به دلیل اشباع شدن از آب دریا بسیار زیاد است ، یکی از حمام های قدیمی به جا مانده شهر بندرعباس بنا شده است .
قدمت این حمام به دوره قاجاریه می رسد و تاریخ احداث اواخر قرن 13 ه . ق است . حمام وقفی متعلق به مسجد گله داری و واقف آن تجارتخانه حاج شیخ احمد گله داری است .حمام گله داری دو دوره مرمت را در سی سال گذشته پشت سر گذاشته است .
در گذشته مردم از آن به عنوان حمام عمومی استفاده می کردند . این اثرتاریخی به شماره 2003 درفهرست آثار ملی به ثبت رسیده است .

مصالح بکار رفته :از آنجا که این ناحیه دارای رطوبت بالایی است در این بنا بیشتر از سنگ های دریایی  - اسفنجی و ساروج محلی وگچ  دستکوب استفاده شده است . لازم به ذکراست که سنگهای اسفنجی که دارای قابلیت جذب رطوبت بالایی هستند از دریای همجوار تهیه می شده اند . تنها عامل تخریب طبیعی بنا رطوبت بسیار بالای منطقه است و مصالح بکار رفته در کف حمام آجر فرش است .



فضای معماری :حمام گله داری مانند سایر حمام های دیگر نواحی کویر مرکزی دارای فضاهای بینه ، سر بینه ، گرمخانه و خزینه است . بنا دارای پنج گنبد بزرگ و کوچک است .
در ورودی حمام گله داری راهرو هشتی کوچک قرار دارد تا دما و رطوبت ، فضای داخلی تنظیم شود .

بینه : فضای بینه به شکل هشت گوش ساخته شده ودر اطراف آن چهار صفه یا سکوی نشیمن و رختکن دیده می شود . وسط سالن بینه حوضچه هشت ضلعی کوچک قرار دارد . فضای این قسمت باید سرد و خشک بوده زیرا فضای ورودی در ارتباط مستقیم با فضای خارح قرار می گرفت .

میاندر : ارتباط بین بینه وگرمخانه ازطریق میاندر صورت می گیرد و فضای درون آن سرد و مرطوب است .

سربینه : سربینه فضای شست شو است و دو صفه یا سکوی نشیمن دارد و بخار اندرون به آن می رسد . سربینه به خزینه متصل می شود که فضایی گرم وخشک دارد .



خزینه : محل گرم شدن آب مورد استفاده حمام است و آب گرم از این طریق تامین می شود . در خزینه کانال هایی از سنگ و ساروج برای انتقال آبگرم به کلیه فضاها در نظر گرفته شده است .
سیستم گرمادهی و آبرسانی :سیستم گرمادهی حمام شامل  انبار سوخت ، آتشدان ، دیگ ، دودکشها و گودال جمع آوری خاکستراست .  فضای گرم کننده حمام که به علت نگهداری گرما در عمق زمین قرار گرفته است ، آب مصرفی حمام از چاهی به عمق ده متر که هنوز پابرجاست ، تامین شده است . در دوره ای هم که از آب برکه برای حمام استفاده می شده این عمل با استفاده از نیروی کمکی گاو که در مسیر" گاورو "دائم در حرکت بوده و آب را از چاه به انبار ذخیره آب می ریخته صورت می گرفته است.

روشنایی :در وسط سقف حمام روزنه هایی به عنوان نورگیر در هر یک از فضاها وجود دارد که  عمل نورگیری و تهویه در حمام توسط همین روزنه ها صورت می گرفت ، بدین ترتیب که با بازو بسته کرودن در فصولی ازسال دما و رطوبت داخل حمام را تنظیم می نمودند .
این بنا سالیان زیادی به یک مکان متروکه تبدیل شده بود . در سال های ا خیر میراث فرهنگی  استان هرمزگان سعی بر این داشته تا ضمن حفظ ، احیا ومرمت این بنای ارزشمند برای موزه مردم شناسی استان درنظر گرفته شود . بدین منظور در سال 1379 برای اولین بار مجسمه هایی در آن نصب شده که به فضای حمام رونقی دیگر بخشیده است . 


اسکله ی قدیم  (بندرعباس)



اسکله قدیم بندرعباس ، هم اکنون از مراکز دیدنی مورد توجه مسافران استان هرمزگان است که در کناره ی جنوبی بلوار طالقانی قرار گرفته است . این اسکله در سال 1318 شمسی ساخته شده و دارای 185 متر طول و 4.20 متر عرض است .عظمت اسکله ی جدید و تاسییسات آن نیز بسیاری از تازه واردان به این شهر را جذب خود می کند .


مجموعه برکه های باران  (بندرعباس)



این مجموعه شامل 5 برکه ( آب انبار مربوط به دوران صفویه است ودر گذشته منابع ذخیره آب شیرین شهر بندرعباس ازاین برکه ها تامین می گردید که دارای گنبدهای موزون زیبا  و منحصر به فردی بوده و مصالح آن سنگ و ملات ساروج است ، این برکه ها دارای چهار دهانه اصلی برای بهره برداری از آب بوده است.

 بنای کلاه فرنگی  (بندرعباس)



این بنا گمرک قدیم و تاریخی شهر بندرعباس و محل تجارتخانه داخلی و خارجی بوده است ومربوط به دوره صفویه می باشد از آنجا که از معماری اروپایی آن زمان تاثیر پذیرفته به عمارت کلاه فرنگی معروف شده است .

پل لاتیدان (جاده مسیر بندرعباس لار)



این پل که به پل کول نیز معروف است در 50 کیلومتری غرب بندرعباس بر روی رودخانه کول قرار دارد . این پل با داشتن حدود 200 دهانه و 1500 متر طول طویلترین پل قدیمی در ایران محسوب می شود قدمت آن به دوره صفویه می رسد .
 
خانه احمدی
این بنا مربوط به دوره قاجاریه می باشد که توسط شخصی به نام آقای حاج احمد گله داری بنا شده است .

 قلعه هزاره (میناب)



 قلعه هزاره تا اواخر دورهی قاجاریه مرکز حکومت بوده است مردم بومی این قلعه را بی بی مینو می نامند و معتقدند که در روزگاران گذشته دو خواهر به نام های بی بی مینو و بی بی نازنین این قلعه را ساخته اند . گویا در گذشته دو قلعه بوده که یکی از آنها ویران شده است .

پنجشنبه بازار (میناب)



این بازار در مرکز شهر میناب قرار دارد . از یک سو به بازار می رسد و از سوی دیگر به میدان اصلی شهر متصل می گردد . این بازار محل عرضه صنایع دستی و تولیدات سنتی و خانگی است . در این بازار انواع حصیر ، ظروف حصیری ، سفال ، لوازم دوخت لباس ،  پوشاک زنان ، برقع ، ماهی و انواع مواد غذایی عرضه می گردد .

مسجد خداداد (بندرلنگه)



این مسجد ، اولین مسجد تشیع در بندرلنگه بوده ، این مسجد در محله مساح بندرلنگه قرار دارد ، از نظر زیبایی یکی از کاملترین مساجد بندرلنگه به شمار می رود . محراب مسجد حاجی خداداد ، دارای تزیینات گچبری ارزنده ای است و قدمت آن به دوره زندیه می رسد .
از دیگر مساجد و حسینییه های با ارزش تاریخی بندرلنگه می توان به مسجد شیخی ،  مسجد غیاث ، مسجد سلطان العلماء ، حسینیه بنگلی و حسینیه غضنفری اشاره کرد . 

خانه فکری (بندرلنگه)



قدمت این بنا حدود75 سال می باشد و توسط مرحوم عبدالواحد فکری ، از تجار معروف بندرلنگه ساخته شد و مساحتی بالغ بر 2600 متر مربع دارد . دارای دو حیاط اندرونی و بیرونی ، پنج بادگیر ، 25 اتاق ، 10 سرویس بهداشتی و دو سرسرا می باشد .

مسجد افغان (بندر لنگه)
این مسجد در محله افغان بندرلنگه واقع شده است از بناهای مرحوم حاج عبدالله افغان ، بازمانده افغانی های بستک و بندرلنگه از دوره افشاریه می باشد . این مسجد دارای یک شبستان تابستانی و یک شبستان زمستانی می باشد . ستون این مسجد با گچ بری های زیبا و برجسته تزئین شده است . تاریخ ساخت این بنا 1270 هجری است . 


قلعه حاجی آباد
(حاجی آباد)
قدمت این قلعه را می توان به قرون میانه و متاخر اسلامی از ایلخانیان تا صفویان نسبت داد . احتمالا قلعه در زمان صفویان مورد استفاده بوده است ، می باشد و هر ساله افراد زیادی را برای تماشا به سوی خود می کشد .

 کاروانسرای بستک (بستك)



این بنای دوره صفویه در بخش شرق میدان آزادی بستک ، واقع در 174 کیلومتری شمال غربی بندرلنگه قرار دارد. این بنا به صورت دو ایوان با حجره هایی در طرفین و دو اصطبل در ضلع شرقی و غربی ساخته شده است.

 حمام خانی بستک (بستك)



این حمام در شهر بستک واقع شده و از آثار دوره قاجاریه می باشد.از نکات بارز در این حمام سیستم مسیر آب در جداره دیوارهای آن است.
این حمام در ابتدای خیابان سپاه  پاسداران بستک قرار دارد و از آثار دوره ی قاجاریه است.

 مجموعه بازار بستک (بستك)



شامل سه بازار است که قدمت آن به دوره قاجاریه میرسد . این بنا در سال 1295 ه . ق به همت استاد عبدالله مینابی معروف به حاجی استاد ساخته شده است  . معماری بازار مدنی بستک که درنوع خود بی نظیر است به صورت فضای مربع شکلی است که فضای مرکزی آن مرکب از دو ردیف حجره است .

مسجد جامع (بستك)



این مسجد از معماری منحصر به فرد و قابل توجهی برخوردار است . بر سطح داخلی و بیرونی دیواره مسجد در قسمت بالایی دیوارها تزییناتی بکار رفته که این تزیینات بیشتر طرحهای هندسی وگل و بوته می باشد .

موزه مردم شناسی جناح
این موزه توسط میراث فرهنگی بخش جناح راه اندازی گردیده و دارای 6 گالری است . دراین موزه انواع وسایل پخت و پز آب کشی و نگهداری آب ، پوشاک محلی ، صنایع دستی  ،نسخ خطی ، سکه های قدیمی و  ... نگهداری می شود .

غار خربس (جزییره قشم)



در پانزده کیلومتری شهر قشم در سمت راست جاده قشم قرار دارد ، دردل ارتفاعات این منطقه آثار باشکوهی از معماری صخره ای دیده می شد که به عقیده برخی از محققین نیایشگاه پیروان آیین میترائیسم یا آناهیتا بوده است . قدمت این اثر به دوره مادها می رسد .

 قلعه تاریخی (جزیره قشم)



این قلعه که از آثار پرتغالیها در دوره صفویه است ، دارای بارویی محکم از سنگهای مرجانی ، گچ و ملات ساروج و چهار برج است . درون این قلعه آثار یک آب انبار بزرگ و اتاقهای متعدد به چشم می خورد .

قلعه لافت (لافت) 
این قلعه به قلعه نادری است و شامل یک بخش اصلی و دو برج با پلان مربع در فاصله 120 متری از آن و یک برج هشت گوش در حدود 280متری بخش اصلی می باشد .

چاههای لافت (لافت)



چاههای لافت معروف به طلا در پشت قلعه لافت و در داخل گودال مجاور  قلعه به تعداد روزهای سال کیسه حلقه می باشد و برای جمع آوری آب باران حفر شده است برخیاز محققین قدمت آنها را به دوران هخامنشی می رسانند .

شهر باستانی حریره (جزیره كیش)
در شمال جزیره کیش ، آثاری دیده می شود که یادگای از شهر باستانی ، حریره است .  زمان رونق یا دوران طلایی شهر حریره کیش از سال 367 تا 912 هجری قمری بوده است . وسعت این شهر باستانی 120 هکتار است . محوطه باستانی حریره ، براساس  نتایج کاوشهای باستان شناسی انجام شده ، از مجموعه ساحلی و خانه اعیانی ، حمام ، مسجد و قنات های قدیمی تشکیل یافته است و این محوطه به شماره 1886 به ثبت آثار ملی ایران رسیده است .


قلعه پرتغالی های (جزیره هرمز)



این قلعه با پلان چهار ضلعی نامنظم ،  دارای دیوارهای به قطر حدود 3/5 متر و برجهایی به ارتفاع حدود 12 متر در چهار گوشه قلعه است  .
قلعه پرتغالیهای قشم شامل انبارهای تسلیاتی ، آب انبار بزرگ ، اتاقهای سرباز خانه ،  زندان ، کلیسا ، مقر فرماندهی ، تالار و ... است . کلیسای این قلعه ، دارای دو ردیف ستونهای سنگی دایره ای شکل  با قوسهای زیبایی از سنگهای مرجانی تراش خورده است .


قلعه فین
(فین)



قدمت این قلعه را از روی سفال های بدست آمده می توان به قرون میانه اسلامی نسبت داد .این قلعه بر روی تپه ای مرتفع قرار دارد و احتمالا در زمان ساخت جنبه نظامی داشته است .


 جنگل های حرا
(جزیره قشم ، بندرپل و بندرخمیر) 



در نواحی جزیره قشم ، بندرپل و بندرخمیر مجموعه ای از درختان سر سبز حرا به چشم می خورد که با آبراهه هایش با پرندگان زیبا و طبیعت بکر وحشی اش از منابع توریستی و دیدنی استان می باشد . و هر ساله افراد زیادی را برای تماشا به سوی خود جلب می کند .
(نمایش فیلم جنگل حرا)

چهار طاقی یا مکتب خانه
این بنا مربوط به دوره پیش از تسلط پرتغالی ها بر این جزیره می باشد و احتمالا مربوط به قرون 7 و 8 ه . ق است که در نزد مردم به مکتب خانه معروف است . در کنار این بنا دو بنای دیگر نیز به همین نام معروف می باشد . چهار طاقی احتمالا آرامگاه بزرگان جزیره بوده است .

مدرسه شریعتی
این بنا در دوره پهلوی می باشد و توسط جری پولاک طراحی شده است . این مدرسه به گونه ای احداث گردیده که با شرایط آب و هوایی منطقه سازگار بوده و جریان باد به سهولت به تمام قسمت بنا حرکت می کند .

خانه زعفرانیه
این بنا مربوط به دوره صفویه بوده و مصالح بکار رفته در ساخت آن سنگ های مرجانی و ملات ساروج می باشد .

 قلعه لارک (جزیره لارك)
این بنا در بخش هرمز واقع در جزیره لارک قرار دارد که مربوط به دوره تسلط پرتغالی ها براین جزیره است و همزمان با دوره صفویه می باشد .

خانه جری پولاک
این بنا مربوط به دوره پهلوی می باشد که توسط شخصی بنام جری پولاک که به آن منطقه آمده بود ساخته شد و درآن زندگی می کرد .

مسجد ملک بن عباس
به دستور محمد بن عباس بحرینی برای سید محمد عالم ساخته شد . این مسجد  به جای مسجدی قدیمی تر در همان مکان ساخته شده ، بنای مسجد از دوره ی صفویه و مسجد کنونی متعلق به دوره ی قاجار است .
 مناره این مسجد در سال 1237 شمسی ساخته شد مناره این بنا با شبستانی بزرگ با طاق های کلیل و گچ بری های زیبا ویک مناره ی جالب و منحصر بنحصر به فرد 32 متر ارتفاع  دارد.

برج قلعه پرتغالی ها
این بنا به همراه آثاری در اطراف آن ، باقیمانده قلعه ای بسیار بزرگ و وسیع می باشد که حدود 400 سال پیش توسط پرتغالی ها ساخته شد. ارتفاع این برج 8 متر است و پایه آن به علت فرسایش باریک شده بود ، مجددا بازسازی شده .

 قلعه مغویه (بندر مغیه)
این بنا در بندر مغیه واقع و متعلق به شیخ سلطان احمد مرزوقی می باشد . ساختمان قلعه دارای دو حیاط اندرونی و بیرونی بوده که قدمت حیاط اندرونی از بیرونی بیشتر است . این بنا در دو طبقه و در قسمت هایی نیز در سه طبقه ساخته شده و دارای تعداد زیادی اتاق به همراه حمام سنتی ، یک برج نگهبانی و دو بادگیر می باشد . ساخت این بنا در سال 1321 ه . ق پایان یافته است .

 پنج برکه
این بنا به صورت یک آب انبار مدور مرکزی به قطر 14 متر و عمق 6 متر و چهار آب انبار طولی در چهار طرف آن به طول 18 متر می باشد . مصالح آن سنگ و ساروج است .

برکه دریا دولت
این بنا به صورت یک آب انبار مدور به قطر 28 متر و عمق 14 متر بوده که فاقد سقف می باشد . ضخامت دیوار پیرامونی آن 1 متر و ارتفاع آن 3 متر است .

 گنبد سرخ (روستای گنبد سرخ)
این بنا در 60 کیلومتری شمال شرقی شهرستان بندرعباس در روستایی به نام گنبد سرخ قرار دارد . این بنا مربوط به سده میانی دوره اسلامی است که در میان قبرستان قدیمی واقع می باشد .

موزه بزرگ استان
این موزه با مساحت بالغ بر 2000 متر مبع در سه طبقه احداث گردیده و دارای چهار گالری شامل مکتب ، خانه و سکونت ، بازار و کسب ، زراعت و حیاط می باشد .

قلعه پرتغالی ها (بندرکنگ)



شهر  کنگ در 5 کیلومتری  شرق بندرلنگه قرار دارد  و دارای بافت شهری تاریخی با ارزش و منحصر به فرد و خانه های قدیمی و مساجد زیبا است . از آثار تاریخی بجای مانده در این شهر ،  ستون عظیمی به ارتفاع هشت متر و عمارتی از سنگ و ملات ساروج در درون دریا است . با توجه به آثار بجا مانده به نظر می رسد این دو بنا بازمانده یک قلعه قدیمی مربوط به دوره های پیش ازاسلام باشد که در دوره صفویه پرتغالی ها به وسعت آن افزوده اند .
 این بنا به شماره 2231 به ثبت آثار ملی ایران رسیده است .

خانه گلبتان (بندركنگ)
از بناهای بسیار زیبای قاجاریه در بندر کنگ می باشد که دارای تعداد اتاق در پیرامون یک حیاط مرکزی و چند بادگیر است . طاق ها و گچبری های زیبای آن نمایانگر هنر استادکاران آن دوره می باشد .

کارگاه های لنج سازی (بندرکنگ)



شهر بندرکنگ را می توان شهر دریانوردان و لنج سازان نامید . هنوز بسیاری از استادکاران لنج ساز در این منطقه به ساخت و ساز لنج های عظیم مشغولند . این لنج ها به بسیاری از کشورهای حاشیه خلیج فارس و کشورهای آفریقایی رفت و آمد دارند . 

قلعه لشتان (شمال غربی بندرکنگ )
این قلعه در شش کیلومتری مشرق بندرلنگه و شمال غربی بندرکنگ بر  فراز کوهی به ارتفاع 100 تر قرار گرفته است . پاره ای از مورخان ، آن را متعلق به زمان هخامنشینان می دانند که بعد ها به دست پرتغالیها افتاده است . این قلعه در سال 904 هجری قمری مورد مرمت قرار گرفت .
این قلعه 30000 متر مربع وسعت دارد که بدور این قلعه ده ها راهروی سنگی ، دخمه ، اتاق و آب انبار قرار دارد.

چشمه های آب گرم هرمزگان



از  دیگر دیدنیهای هرمزگان چشمه های آب گرم متعددی است که از نظر طبی و رفع انواع امراض پوستی  و رماتیسمی و کمردردهای مزمن و درد مفاصل و مو ثر است . مهمترین این چشمه ها عبار تنداز : آب گر م گنو، آب گرم خورگو ، آب گرم بندر خمیر و آب گرم چستانه .

آبگرم گنو



چشمه آب معدنی گنو در فاصله 34 کیلومتری شمال شرقی بندرعباس در کناره راه بندرعباس سیرجان واقع شده است . این چشمه در دره ای قرار دارد که کوه گنو و ارتفاعات سخت آهکی از شمال و جنوب آن را در بر گرفته است .
(نمایش فیلم آب گرم گنو)

منطقه حفاظت شده گنو
این منطقه حفاظت شده در 29 کیلومتری شمال غربی بندرعباس و روی کوه گنو واقع شده است این کوه دارای آب و هوای نسبتا معتدل و از پوشش گیاهی جالبی برخوردار است . تنوع پوشش گیاهی این کوه از دامنه تا قلعه کوه مشتمل بر درختان گرمسیری ، استپ کوهپایه ای و گونه های نواحی سردسیر است . جانوران منطقه حفاظت شده عبارتند از : قوچ ، بزکوهی ، آهو ، گرگ ، خرس ، روباه  و ...


صنایع دستی



صنایع دستی هرمزگان همانند بسیاری از نقاط کشورمان حالتی مکمل اقتصاد  کشاورزی را داشته و در اثر موارد تامین  کننده بخشی از نیازهای منطقه است .
گلابتون دوزی ، خوس دوزی ، بادله دوزی و زردوزی از مهمترین صنایع بومی است که در واقع منحصر به استان هرمزگان است و مشابه آنها در مناطق دیگر کشور یافت نمی شود . این هنرها در میان اهالی بندرعباس ، بندرلنگه و میناب کاملا رایج ست و از دیرباز برای تزیین لباس از آنها استفاده کرده اند .
حصیربافی از جمله صنایع دستی است که در میناب ، بشاگرد  و روستاهای اطراف  آن رواج فوق العاده  دارد و تقریبا تمامی زنان و دختران با آن آشنا هستند .
سفالگری نیز در منطقه میناب ،  از صنایع دستی سنتی منطقه محسوب می شود .





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 25 آبان 1391 :: نویسنده : بچه های شاد       
یک روز یک زن و مرد ماشینشون با هم تصادف ناجوری می کنه. بطوریکه ماشین هردوشون بشدت آسیب میبینه. ولی هردوشون بطرز معجزه آسایی جون سالم بدر می برن.

وقتی که هر دو از ماشینشون که حالا تبدیل به آهن قراضه شده بیرون میان، رانندهء خانم بر میگرده میگه:


- آه چه جالب شما مرد هستید!…. ببینید چه به روز ماشینامون اومده! همه چیز داغون شده ولی ما سالم هستیم! این باید نشونه ای از طرف خدا باشه که اینطوری با هم ملاقات کنیم و ارتباط مشترکی رو با صلح و صفا آغاز کنیم!

مرد با هیجان پاسخ میگه:

- اوه … “بله کاملا” …با شما موافقم این باید نشونه ای از طرف خدا باشه!

بعد اون خانم زیبا ادامه می ده و می گه:

- ببین یک معجزه دیگه! ماشین من کاملن داغون شده ولی این شیشه مشروب سالمه. مطمئنن خدا خواسته که این شیشه مشروب سالم بمونه تا ما این تصادف خوش یمن كه می تونه شروع جریانات خیلی جالبی باشه رو جشن بگیریم!

و بعد خانم زیبا با لوندی بطری رو به مرد میده.

مرد سرش رو به علامت تصدیق تکان میده و در حالیكه زیر چشمی اندام خانم زیبا رو دید می زنه درب بطری رو باز می کنه و نصف شیشه مشروب رو می نوشه و بطری رو برمی گردونه به زن.

زن درب بطری رو می بنده و شیشه رو برمی گردونه به مرد.

مرد می گه شما نمی نوشید؟!


زن لبخند شیطنت آمیزی می زنه در جواب می گه:

- نه عزیزم ، فکر می کنم الان بهتره منتظر پلیس باشیم !!!




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 25 آبان 1391 :: نویسنده : بچه های شاد       

 سه تا زن انگلیسی ، فرانسوی و ایرانی با هم قرار میزارن که اعتصاب کنن و دیگه کارای خونه رو نکنن تا شوهراشون ادب بشن و بعد از یک هفته نتیجه کارو بهم بگن !

 

بعد از انجام این کار دور هم جمع شدن ، زن فرانسوی گفت : به شوهرم گفتم که من دیگه خسته شدم بنابراین نه نظافت منزل، نه آشپزی ، نه اتو و نه . . . خلاصه از اینجور کارا دیگه بریدم .
خودت یه فکری بکن من که دیگه نیستم یعنی بریدم !
روز بعد خبری نشد ، روز بعدش هم همینطور .
روز سوم اوضاع عوض شد، شوهرم صبحانه را درست کرده بود و آورد تو رختخواب من هم هنوز خواب بودم ، وقتی بیدار شدم رفته بود . 

 

زن انگلیسی گفت : من هم مثل فرانسوی همونا را گفتم و رفتم کنار .
روز اول و دوم خبری نشد ولی روز سوم دیدم شوهرم لیست خرید و کاملا تهیه کرده بود ، خونه رو تمیز کرد و گفت کاری نداری عزیزم منو بوسید و رفت .


 

زن ایرانی گفت : من هم عین شما همونا رو به شوهرم گفتم !
اما روز اول چیزی ندیدم !
روز دوم هم چیزی ندیدم !
روز سوم هم چیزی ندیدم !
شکر خدا روز چهارم یه کمی تونستم با چشم چپم ببینم !





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 25 آبان 1391 :: نویسنده : بچه های شاد       
    • اولین دروغ حسنی
  • پدر حسنی وضع مالی خوبی نداشت و بعضی اوقات نمی تونست لوازم مدرسه ی حسنی رو تامین کنه . حسنی کلاس اول بود و نمی دونست چطور باید از وسایلش نگه داری کنه  بنابراین زوذزود وسایلش رو گم می کرد . اون روز هم یکی از اون روزا بود و حسنی مداد قرمزش و مداد تراشش رو گم کرده بود . اما اون فردا صبح باید مشقاش رو نشون آقا معلم می داد و باید یه فکری می کرد. مدرسه تعطیل شدهخ بود و اون داشت به طرف خونشون بر می گشت و همین جور که راه می رفت تو این فکر بود که فردا صبح چکار کنه آخه آقا معلم گفته بود حتما باید از مداد قرمز استفاده کنه . همینجور که با خودش کلنجار می رفت یه دفه چشمش خورد به یه مداد قرمز کوچولو که نوکش هم کمکم داشت تموم می شد و نیاز به تراش داشت . اما با وجود این حسنی باز خوشحال بود .
    شب شده بود حسنی تازه از مسجد محل برگشته بود و شروع کرده بود به نوشتن مشقاش . وقتی به سطر چهرم رسید دیگه نوک مداد قرمزش تموم شده بود که یه فکری به ذهنش رسید که البته به نظر خودش این بهترین راه حل بود . حسنی رفت و از توی آشپزخونه یه لیوان اب آورد و کنار خودش گذاشت . هر وقت که می خواست از مداد قرمز استفاده کنه اونو توی آب می زد تا خیس بشه و بعد باهاش می نوشت .
    فردا صبح آقا معلم یکی یکی بچه ها رو صدا می زد تا مشقاشون رو ببینه . حسنی از اینکه تونسته بود مشقاش رو بنویسه خیلی خوشحال بود . نوبت حسنی که رسید معلم صداش زد و حسنی هم مشقاش رو برای آقا معلم برد . نا آقا معلم مشقای حسنی رو دید متوجه چیزی شد . چون خسنی مداد قرمزش رو هی خیس می کرده و باهاش می نوشته مشقاش خیلی بد شده بود و صفحه ی دفترش هم کثیف شده بود . آقا معلم از حسنی پرسید: حسنی چرا مشقات رو اینجوری نوشتی ؟ نمی دونم چرا حسنی جرات نکرد راستش رو به آقا معلم بگه شاید ازش می ترسید ویا شاید ....
    حسنی می خواست یه داستان دروغکی برای معلم تعریف کنه . این اولین باری بود که حسنی می خواست دروغ بگه و طبیعی که خیلی بلد نیست خوب دروغ بگه . بعد از یه کم فکر گفت : آقا اجازه دیشب وقتی داشتیم مشقامون رو می نوشتیم برادرمون پاش خورد پشت سیم آنتن تلوزیون و برق رفت و من نمی تونستم خوب مشقام رو بنویسم . آقا معلم از این حرف حسنی تعجب کرد .
    بادر حسنی کلاس دوم بود و معلم حسنی معلم اونا هم بود و . آقا معلم برای اینکه بفهمه حسنی راست می گه یا دروغ بهش گفت برو صدای داداشت بزن تا بیاد . وقتی داداش حسنی اومد آقا معلم ازش پرسید که آیا دیشب برق خونه ی شما رفته ؟ برادر حسنی که از همه چی بی خبر بود جواب داد ....نه
    جواب نه همانا ....و .... کتک خوردن حسنی همانااااااااااااا
    پایان
    به نقل از خودم





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

پسرهای دانشجو هیچوقت لای کتاب ها و جزوه هاشون رو باز نمیکنند.!!

———————————

یک روز تابستانی، وقتی جهانگردان برای وارد شدن به یک خانه با شکوه صف کشیده بودند، یک آقای مسن به آرامی به نفر پشت سر خود گفت: «یک نگاه به کودکی که جلوی من ایستاده و موهایش را مثل سگ های پشمالو آرایش کرده و شلوار جین آبی پوشیده بینداز. معلوم نیست که دختر است یا پسر؟!» شخص مقابل خشمگینانه جواب داد: «آن بچه دختر است. معلوم است که من باید این را بدانم که او دختر است! چون او دختر خود من است.» شخص مسن برای معذرت خواهی گفت: «لطفا مرا ببخشید آقای محترم! من حتی تصورش را هم نمی کردم که شما پدر آن بچه باشید.» شخص عصبانی که شلوار جین آبی هم پوشیده بود گفت: «نه نیستم! من مادر او هستم!»

———————————

شخصی که خیلی ادعای پهلوانی می کرد رفته بود خون بده. وقتی کیسه خون را آوردند که خونش را بگیرند.
به پرستار گفت: آبجی! کیسه چیه؟ لوله بیار که به همه خون برسه.
ولی بعد از اینکه یک کیسه خون داد از حال رفت و ۴ تا کیسه خون بهش زدند تا به هوش بیاد.
وقتی به هوش آمد، بدون اینکه به روی خودش بیاره به پرستار گفت: دیگه کسی خون نمیخواد؟!

———————————–

ساعد مراغه ای از نخست وزیران عهد پهلوی نقل کرده است:
زمانی که نایب کنسول شدم با خوشحالی پیش زنم آمدم و این خبر داغ را به اطلاع سرکار خانم رساندم.
اما وی با بی اعتنایی تمام سری جنباند و گفت:” خاک بر سرت کنم؛ فلانی کنسول است؛ تو نایب کنسولی؟!”
گذشت و چندی بعد کنسول شدیم و رفتیم پیش خانم؛ آن هم با قیافه ایی حق به جانب. باز خانم ما را تحویل نگرفت و گفت:” خاک بر سرت کنم؛ فلانی معاون وزارت امور خارجه است و تو کنسولی؟!”
شدیم معاون وزارت امور خارجه؛ که خانم باز گفت:” خاک بر سرت؛ فلانی وزیر امور خارجه است و تو…؟!”
شدیم وزیر امور خارجه گفت: “فلانی نخست وزیر است …خاک بر سرت کنم!”
القصه آنکه شدیم نخست وزیر و این بار با گامهای مطمئن به خانه رفتم و منتظر بودم که خانم حسابی یکه بخورد و به عذر خواهی بیفتد. تا این خبر را دادم به من نگاهی کرد؛ سری جنباند و آهی کشید و گفت:” خاک بر سر ملتی که تو نخست وزیرش باشی !” من که یک نفر رو می شناسم مثل همسر ساعد مراغه ای به تمام قضایا نگاه می کنه. شما چی؟

—————————-

داشتم با ماشینم می رفتم سر کار که موبایلم زنگ خورد گفتم بفرمایید الووو.. ، فقط فوت کرد ! گفتم اگه مزاحمی یه فوت کن اگه میخوای با من دوست بشی دوتا فوت کن . دوتا فوت کرد . گفتم اگه زشتی یه فوت کن اگه خوشگلی دوتا فوت کن دوتا فوت کرد . گفتم اگه اهل قرار نیستی یه فوت کن اگه هستی دوتا فوت کن دوتا فوت کرد . گفتم من فردا میخوام برم رستوران شاندیز اگه ساعت دوازده نمیتونی بیای یه فوت کن اگه میتونی بیای دوتا فوت کن دوباره دوتا فوت کرد . با خوشحالی گوشی رو قطع کردم فردا صبح حسابی بخودم رسیدم بهترین لباسمو پوشیدم و با ادکلن دوش گرفتم تو پوست خودم نمی گنجیدم فکرم همش به قرار امروز بود داشتم از خونه در میومدم که زنم صدام کرد و گفت ظهر ناهار میای خونه؟ اگه نمیای یه فوت کن اگه میای دوتا فوت کن

———————————

چند وقتی بود در بخش مراقبت های ویژه یک بیمارستان معروف، بیماران یک تخت بخصوص در حدود ساعت ۱۱ صبح روزهای یکشنبه جان می سپردند و این موضوع ربطی به نوع بیماری و شدت وضعف مرض آنان نداشت.این مسئله باعث شگفتی پزشکان آن بخش شده بود به طوری که بعضی آن را با مسائل ماورای طبیعی و بعضی دیگر با خرافات و ارواح و اجنه و موارد دیگر در ارتباط می دانستند.کسی قادر به حل این مسئله نبود که چرا بیمار آن تخت درست در ساعت ۱۱ صبح روزهای یکشنبه می میرد به همین دلیل گروهی از پزشکان متخصص بین المللی برای بررسی موضوع تشکیل جلسه دادند و پس از ساعت ها بحث و تبادل نظر بالاخره تصمیم بر این شد که در اولین یکشنبه ماه، چند دقیقه قبل از ساعت ۱۱ در محل مذکور برای مشاهده این پدیده عجیب و غریب حاضر شونددر محل و ساعت موعود، بعضی صلیب کوچکی در دست گرفته و در حال دعا بودند ،بعضی دوربین فیلمبرداری با خود آوردهبودند. دو دقیقه به ساعت ۱۱ مانده بود که«پوکی جانسون» نظافتچی پاره وقت روزهای یکشنبه وارد اتاق شد، دوشاخه برق دستگاه حفظ حیات را از پریز برق درآورد و دوشاخه جاروبرقی خود را به پریز زد و مشغول کار شد!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 24 آبان 1391 :: نویسنده : بچه های شاد       

 

کودکی به مامانش گفت، من واسه تولدم دوچرخه می خوام. بابی پسر خیلی شری بود. همیشه اذیت می کرد. مامانش بهش گفت آیا حقته که این دوچرخه رو برات بگیریم واسه تولدت؟

بابی گفت، آره. مامانش بهش گفت، برو تو اتاق خودت و یه نامه برای خدا بنویس و ازش بخواه به خاطر کارای خوبی که انجام دادی بهت یه دوچرخه بده .

نامه شماره یک
سلام خدای عزیز

اسم من بابی هست. من یک پسر خیلی خوبی بودم و حالا ازت می خوام که یه دوچرخه بهم بدی .
دوستار تو
بابی

بابی کمی فکر کرد و دید که این نامه چون دروغه کارساز نیست و دوچرخه ای گیرش نمی یاد. برا همین نامه رو پاره کرد.

نامه شماره دو

سلام خدا
اسم من بابیه و من همیشه سعی کردم که پسر خوبی باشم. لطفاً واسه تولدم یه دوچرخه بهم بده .
بابی

اما بابی یه کمی فکر کرد و دید که این نامه هم جواب نمی ده واسه همین پارش کرد.

نامه شماره سه

سلام خدا
اسم من بابی هست. درسته که من بچه خوبی نبودم ولی اگه واسه تولدم یه دوچرخه بهم بدی قول می دم که بچه خوبی باشم.
بابی

بابی کمی فکر کرد و با خودش گفت که شاید این نامه هم جواب نده. واسه همین پارش کرد. تو فکر فرو رفت . رفت به مامانش گفت که می خوام برم کلیسا. مامانش دید که کلکش کار ساز بوده، بهش گفت خوب برو ولی قبل از شام خونه باش.

بابی رفت کلیسا. یکمی نشست وقتی دید هیچ کسی اونجا نیست، پرید و مجسمه مادر مقدس رو کش رفت ( دزدید ) و از کلیسا فرار کرد.

بعدش مستقیم رفت تو اتاقش و نامه جدیدش رو نوشت.

نامه شماره چهار
سلام خدا
مامانت پیش منه. اگه می خواییش، واسه تولدم یه دوچرخه بهم بده….!
بابی

———————————–

یک دانشجوی عاشق سینه چاک دختر همکلاسیش بود
بالاخره یک روزی به خودش جرات داد و به دختر راز دلش رو گفت و از دختره خواستگاری کرد
.
.
.
اما دختر خانوم داستان ما عصبانی شد و درخواست پسر رو رد کرد.
بعدم پسر رو تهدید کرد که اگر دوباره براش مزاحمت ایجاد کنه، به حراست میگه

روزها ازپی هم گذشت و دختره واسه امتحان از پسر داستان ما یک جزوه قرض گرفت و داخلش نوشت ” من هم تو رو دوست دارم، من رو ببخش اگر اون روز رنجوندمت
“اگر منو بخشیدی بیا و باهام صحبت کن و دیگه ترکم نکن.
.
.
ولی پسر دانشجو هیچوقت دیگه باهاش حرف نزد.
.
.
چهار سال آزگار کذشت و هر دو فارغ التحصیل شدند. اما پسر دیگه طرف دختره نرفت.!!
.
.
نتیجه اخلاقی این ماجرا. .
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 18 آبان 1391 :: نویسنده : بچه های شاد       

امتحان هوش

تا آخر هیچ یک از شاگردان نتوانست به سؤالی که معلم عالیقدر طرح کرده بود جواب درستی بدهد. هر کس جوابی داد و هیچ کدام مورد پسند واقع نشد . سؤالی که رسول اکرم در میان اصحاب خود طرح کرد این بود

«در میان دستگیره های ایمان کدام یک از همه محکمتر است ؟ »

یکی از اصحاب : نمار

رسول اکرم : نه

دیگری : زکات

رسول اکرم : نه

سومی : روزه

پیامبر: نه

چهارمی: حج و عمره

رسول اکرم : نه

پنجمی : جهاد

رسول اکرم : نه

عاقبت جوابی که مورد قبول واقع شود از میان جمع حاضر داده نشد ،خود حضرت فرمود:

«تمام اینهایی که نام بردید کارهای بزرگ وبا فضیلتی است ، ولی هیچ کدام از اینها آنکه من پرسیدم نیست . محکمترین دستیگره های ایمان دوست داشتن به خاطر خدا و دشمن داشتن به خاطر خداست.»





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 18 آبان 1391 :: نویسنده : بچه های شاد       
 

چوپانی مشغول چراندن گله گوسفندان خود در یک مرغزار دور افتاده بود. ناگهان سر و کله ی یک اتومبیل جدید کروکی از میان گرد و غبار جاده های خاکی پیدا شد. راننده ی آن اتومبیل که یک مرد جوان بسیار شیک پوش، با لباس های مارک دار سرش را از پنجره اتومبیل
بیرون آورد و پرسید: اگر من به تو بگویم که دقیقا چند راس گوسفند داری، یکی از آنها را به من خواهی داد؟

چوپان نگاهی به جوان تازه به دوران رسیده و نگاهی به رمه اش که به آرامی در حال چریدن بود، انداخت و با وقار خاصی جواب مثبت داد.

جوان، ماشین خود را در گوشه ای پارک کرد و کامپیوتر Notebook خود را به سرعت از ماشین بیرون آورد، آن را به یک تلفن راه دور وصل کرد، روی اینترنت وارد صفحه ی NASA شد، جایی که می توانست سیستم جستجوی ماهواره ای (GPS) را فعال کند. منطقه ی چراگاه را مشخص کرد، یک بانک اطلاعاتی با 60 صفحه ی کاربرگ Excel به وجود آورد و فرمول پیچیده ی عملیاتی را وارد کامپیوتر کرد. بالاخره 150 صفحه ی اطلاعات خروجی سیستم را توسط یک چاپگر مینیاتوری همراهش چاپ کرد و آنگاه در حالی که آنها را به چوپان می داد، گفت: شما در اینجا دقیقا 1586 گوسفند داری.


چوپان گفت: درست است. حالا همان طور که قبلا توافق کردیم، می توانی یکی از گوسفندها را ببری.

آنگاه به نظاره ی مرد جوان که مشغول انتخاب کردن و قرار دادن آن گوسفند در داخل اتومبیلش بود، پرداخت. وقتی کار انتخاب آن مرد تمام شد، چوپان رو به او کرد و گفت: اگر من دقیقا به تو بگویم که چه کاره هستی، گوسفند مرا پس خواهی داد؟

مرد جوان پاسخ داد: آری! چرا که نه؟

چوپان گفت: تو یک مشاور هستی.

مرد جوان گفت: راست می گویی، اما به من بگو که این را از کجا حدس زدی؟

چوپان پاسخ داد: کار ساده ای است. بدون اینکه کسی از تو خواسته باشد، به اینجا آمدی. برای پاسخ دادن به سوالی که خود من جواب آن را از قبل می دانستم، مزد خواستی. مضافا اینکه هیچ چیز راجع به کسب و کار من نمی دانی، چون به جای گوسفند، سگ مرا برداشتی!






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 17 آبان 1391 :: نویسنده : بچه های شاد       

در باز شد و دختر کوچولوی


در مطب دکتر به شدت به صدا درامد . دکتر گفت در را شکستی ! بیا تو .ا

در باز شد و دختر کوچولوی نه ساله ای که خیلی پریشان بود ، به طرف دکتر دوید : آقای دکتر ! مادرم ! ا
و در حالی که نفس نفس میزد ادامه داد : التماس میکنم با من بیایید ! مادرم خیلی مریض است .ا
دکتر گفت : باید مادرت را اینجا بیاوری ، من برای ویزیت به خانه کسی نمیروم .ا
دختر گفت : ولی دکتر ، من نمیتوانم.اگر شما نیایید او میمیرد ! و اشک از چشمانش سرازیر شد .ا
دل دکتر به رحم آمد و تصمیم گرفت همراه او برود . دختر دکتر را به طرف خانه راهنمایی کرد ، جایی که مادر بیمارش در رختخواب افتاده بود .ا
دکتر شروع کرد به معاینه و توانست با آمپول و قرص تب او را پایین بیاورد و نجاتش دهد . او تمام شب را بر بالین زن ماند ، تا صبح که علایم بهبودی در او دیده شد .ا
زن به سختی چشمانش را باز کرد و از دکتر به خاطر کاری که کرده بود تشکر کرد .ا
دکتر به او گفت : باید از دخترت تشکر کنی . اگر او نبود حتما میمردی ! ا
مادر با تعجب گفت : ولی دکتر ، دختر من سه سال است که از دنیا رفته ! و به عکس بالای تختش اشاره کرد .ا

پاهای دکتر از دیدن عکس روی دیوار سست شد . این همان دختر بود ! یک فرشته کوچک و زیبا ..... ! ا

   
 
   
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو